به تو خيانت می كنند ،
تو مكن !
تو را تكذيب می كنند ،
آرام باش !
تو را می ستايند ،
فريب مخور !
تو را نكوهش می كنند ،
شكوه مكن !
مردم شهر از تو بد می گويند ،
اندوهگين مشو !
همه مردم تو را نيك می خوانند ،
مسرور مباش !
آن گاه :
... از ما خواهی بود ...
امام محمد باقر
( سلام خدا بر او و اهل او )
 
 
 
دسته ها :
دوشنبه 23 5 1385 19:34

پـــــس چـــــــرا تــــــا حـــــــالا

  امـــــام زمـــــــــان عج

ظـهـور نـکـرده ؟

***

« زمـــان ظـهــور »

قسمت دوم

***

پرسش : چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تاکنون ظهور نکرده است؟

   پاسخ : ادامه ... اکنون در پرتو همین مبانی، و همساز با موقعیتهای عینی و خارجی، موضع گیری امام مهدی(ع) را، بررسی می کنیم.

  مسلماً انقلاب امام(ع) نیز، مانند هر دگرگونی اجتماعی دیگر، از جهت اجرا به موقعیتهای اجتماعی بستگی دارد؛ که باید همساز با آن موقعیتهای معین، پیش آید. زیرا حضرت مهدی(عج) خود را برای اقدامی اجتماعی و در سطحی محدود، آماده نکرده، بلکه رسالتی که از سوی خداوند برای او تعیین شده، دگرگون ساختن همه جانبه گیتی می باشد، به صورتی که همه افراد بشر از تاریکی های ستم و بیداد، به فروغ دادگری راه یابند.

 برای چنین دگرگونی بزرگی، تنها  یک رهبر شایسته، کافی نیست، زیرا ویژگیهای یک رهبر شایسته را پیامبر(ص) در همان روزگار سیاه در خویش داشت، بلکه علاوه بر رهبر شایسته، نیازمند یک محیط جهانی مساعد و یک فضای عمومی مناسب نیز هست تا موقعیت های خارجی مطلوب را برای انجام انقلاب جهانی آماده سازد.

 از دیدگاه انسانی که بنگریم، باید «احساس نابودی مداوم» در انسان متمدن ایجاد شود و یک انگیزه اساسی در درونش پدیدار گردد و رسالت دادگرانه مهدی(عج) را بپذیرد و تنها با تجربه های اجتماعی، مدنی و سیاسی گوناگون امکان دارد چنین احساسی در درون انسانها جای گیرد، زیرا با تجربه مکتبها و ... می تواند بارگرانی از نقاط منفی به دوش خود بیابد و نیازمندیهای او را به یاری جویی از سرشت پاک و جهان نهان آشکار سازد.

 از دیدگاه مادی نیز، شرایط موجود، در زمان ظهور، برای انجام رسالت مهدی(عج)، بر تمامی جهان، باید آمادگی و توانایی بیشتری داشته باشند، تا در روزگاری همچون زمان غیبت صغری؛ زیرا که بخش های جهان به یکدیگر نزدیک شده، ارتباط و پیوند میان انسانها بهتر انجام می گیرد. ارتباط و پیوندی که دستگاه رهبری مرکزی، برای پرورش مردم، بر بنیاد رسالت، به آن نیاز دارد.»1

 

 پی نوشت :

 1. بحث حول المهدی، شهید آیة الله صدر، ص 75.

 

 

 

تهیه شده در واحــد مــهــدویـــت  گروه اینترنتی انـــتــــظــــار یــــار

 

 

دسته ها :
دوشنبه 23 5 1385 19:31
 

حکومت جهانی صالحان سرانجام و بزودی!

***

﴿ وَ لَقَد کَتَبنا فِی الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ اَنَّ الأرضَ يَرِثُها عِبادِیَ الصّـٰلِحونَ

و ما در زبور ـ پس از تورات ـ نوشته ایم که این زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه 105

***

در واقع یکی از پاداش های دنیوی صالحان این است که تلاش آنان در تاریخ بی نتیجه نمی ماند و زمینه ساز نجات جوامع بشری می شود؛ و آیه مذکور به این حقیقت اشاره دارد که این وعده جدید نیست، بلکه در مذاهب گذشته نیز سابقه داشته است؛ و از آن جا که حکومت جهانی صالحان در گذشته تحقق نیافته، در خود آیه اشاره روشنی به قیام امام مهدی(عج) شده است. علاوه بر آن، روایاتی که در تفسیر این آیه از معصومان(ع) نقل شده صراحتاً دلالت بر این دارد که تحقق این آیه شریفه در برپایی حکومت حضرت مهدی(ع) است.

 یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

   کـلـبـه احـزان شـود روزی گـلستـان غـم مـخـور

 ایـن دل غمـدیـده حالش به شود دل بد مکن

ویـن سـر شـوریـده بـاز آیـد به سامان غم مخور

 ای دل ار سیـل فـنـا بـنـیـاد هستی بـرکَـنـد

چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار

تا بوَد وردت دعا و درس قرآن غم مخور1

 

 پی نوشت :

 1. دیوان حافظ، ص303.

*****************************

سفارش های پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم به امــیــرالــمــؤمــنــیــن عـلـی عـلـیـه الـســلام :

 یا علی!

 ریاکار سه علامت دارد : نشاط در انظار، سستی در خلوت، انتظار ستایش در همه کارها.

 منافق سه علامت دارد : دروغگویی، خیانت در امانت و خلف وعده.

 تنبل سه نشانه دارد : سستی در کار تا حد کوتاهی، کوتاهی کردن تا سر حد تباهی و تباهی تا سر حد گناه( عمل، اول تأخیر می افتد سپس ناقص می شود و سرانجام از دست می رود.)

مأخذ : تحف العقول،حرّانی،ص23.

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

دسته ها :
دوشنبه 23 5 1385 19:31
 

گیاهان و میوه ها

قسمت ششم

 

  25. پیاز(Onion) :

 "پیاز" به علت داشتن فسفر، غذای مغز است.1 پیاز دشتی یا پیاز موش به نامهای: «اشقیل»، «اسقیل» یا «پیاز غُنصل» معروف است. پیاز برای بیماری هایی نظیر: نسیان، ضعف باصره، درد گوش، تنگی نفس، سرگیجه، ریختن موی سر و پریدن ناگهانی اعضا نافع است.2

 زیاده روی در خوردن پیاز، باعث تباهی عقل و فراموشی می شود.3

 

 26. تانبول یا فلفل هندی (Betel) :

 در کتب طب سنتی، تانبول با نامهای: «پان»، «تنبول»، «تامول»، «تملول»، «تنبل» و «فلفل هندی» آمده است.

 تانبول از نظر حکمای طب سنتی ایران، مفرح، اشتها آور، مقوی معده و دماغ، حافظه و فهم است. خوردن برگهای آن حافظه را زیاد می کند.4

 

  27. ترنج (Citron tree) :

 نام اصلی آن بالنگ می باشد. در کتب طب سنتی با نام: «اترج کبیر» آمده است. میوه اصلی آن را به فارسی «بالنگ» یا «بادرنگ» می گویند و به هندی آن را «ترنج» می نامند.5

 پیامبر(ص) فرمودند: « بر شما لازم است خوردن ترنج که دل را نورانی کرده، مغز را قوت و فزونی می دهد.»6

 مالیدن روغن بالنگ(ترنج) برای رفع بی حسی، فلجی، لقوه، رَعشه، درد مفاصل، سیاتیک و امراض سرد عصبی و درد کلیه و مثانه مفید است.7 

 

  28. جوزماثل (Stramonium) :

 به فارسی «گوزماثل»، «تاتوره»، «تاتوله»، «بَقَم» و «طلانور» نام دارد که در عربی «جوزماثم» و «جوزمانا» آمده است. برگهای جورماثل برای دِماغ مورد استفاده قرار می گیرد.8 

 

  29. چای (Tea Plant) :

 چای طبق نظر طب سنتی از نظر طبیعت، گرم و خشک است و از نظر خواص، مقوی روح و فکر و معده است.9

 مصرف دم کرده چای باعث تسریع حرکات تنفسی و گردش خون می گردد و با مصرف آن احساس تجدید نیرو و همچنین تقویت قوای فکری می شود.

 ولی مصرف مقدار زیاد آن موجب سوء هضم و لاغر شدن تدریجی توأم با ناراحتی های عصبی و ایجاد یبوست های سخت و مقاوم می شود.10

 

 پی نوشتها :

 1. اسرار خوراکی ها، ص 70.

 2. معارف گیاهی، ج7، ص51.

 3. الحاوی، ص322.

 4. معارف گیاهی، ج3، ص 307.

 5. همان، ج2، ص3.

 6. طب النبی، محمد واصف، ص35.

 7. معارف گیاهی، ج2، ص6.

 8. اعجاز گیاهان دارویی و درمان بیماری ها، ص93.

 9. معرف گیاهی، ج2، ص299.

 10. گیاهان دارویی، ج1، علی زرگری، ص339.

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

واحد مطالب علمی ـ سلامتی

 

دسته ها :
دوشنبه 23 5 1385 19:30
 

طپش قلم

 ? اميد، ساحل درياي زندگي است.

 ?اگر سازنده زندگي نباشي، بازيچه آن مي شوي!

 ?اگر از بدكاران مي نالي، به اصلاح خود بپرداز تا مطمئن باشي كه يكي از بدها را كم كردی!

***

دو کلمه حرف حساب

 دنیا: مالک دنیا باشید نه مملوک آن. بعد از موت، خداوند انسان را مالک آسمان و زمین می کند. انسان قبل از موت مملوک است. مرحوم اسماعیل دولابی

 

 دهن آلوده: الهی دهن آلوده را با کتابت چه کار؟ که «لا یمسه الا المطهرون»!

 وای برآن مرشدی که دهنش پلید ات؛ چه آن نارشید خود شیطان مرید است؛ اگر در آشکار بر یزید است در پنهان با یزید. آیت الله حسن زاده آملی

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

دسته ها :
دوشنبه 23 5 1385 19:29

كشتار در برابر دوربين ها

«هرچه مي خواهي، بگو؛ ولي بگذار من كارم را انجام بدهم.» معادله اي است بسيار ساده كه در حال حاضر نخست وزير خودكامه رژيم اشغالگر قدس در كارهاي خود از آن استفاده مي كند؛ معادله اي كه امروز مجددا و به شيوه اي همگون با قرون ظلماني وسطي تنظيم شده است. اولمرت كشتارهاي مداوم به راه مي اندازد، از تروريسم حقيقي، سياست اعمال فشار، اشغال اراضي، غارت ثروت ها و ترور رهبران و كودكان بي پناه استفاده مي كند و تمامي اين اقدامات تجاوزكارانه را در برابر دوربين هاي شبكه هاي تلويزيوني انجام مي دهد.
جهان امروز كه زشت ترين جنايات و وحشيانه ترين اقدامات را شاهد است، گزينه هاي زيادي در برابرش وجود ندارد و زمان، اجازه انتظاري بيش از اين را نمي دهد و بايد موضع خودش را مشخص كند، به ويژه آنكه شبح گرسنگي و حلقه محاصره بيش از گذشته زندگي فلسطينيان را تهديد مي كند.
ريختن خون فلسطينيان ديگر به يك عادت تبديل شده است تا جايي كه تصور مي شود كشتن يك فلسطيني حرام نيست و ديگر به خاطر جنايت هاي دولت اشغالگر، نه عرق شرم بر پيشاني كسي مي نشيند و نه پشت كسي از جنايت هاي دشمن صهيونيستي مي لرزد.
از زمان شكل گيري رژيم اشغالگر قدس تاكنون، رهبران دولت عبري، ارتش و گروهك هاي صهيونيستي بارها دست به جنايت، نسل كشي و پاك سازي نژادي زده اند كه پشت انسان از شنيدن آن مي لرزد و تمامي رهبران و حاكمان اين رژيم غاصب نقشي ويژه در نسل كشي ها در لبنان و فلسطين داشتند.
همه به خاطر دارند كه شارون بعد از اشغال بيروت، در اردوگاه پناهندگان فلسطيني «صبرا و شتيلا» چه جنايت هايي را مرتكب شد، جنايت هايي كه پژواك آن همچنان در گوش جهانيان باقي است.
شيمون پرز كه خود را كبوتر صلح مي داند و جايزه صلح نوبل را گرفته است، مجري كشتار «قانا» و قتل شماري از شهروندان بي پناه لبناني است.
ايهود باراك نيز كشتارهاي وحشيانه را عليه فلسطينيان به راه انداخت و از نقشي ويژه در حمله هوايي، زميني و دريايي به شهرها، روستاها و اردوگاه هاي فلسطيني برخوردار بود.
گرسنه نگاه داشتن، اعمال فشار و محاصره ملت فلسطين و مسائلي از اين قبيل، سياست هايي است كه رژيم صهيونيستي در روند بازنگري، شكل يك فيلم آمريكايي را به آن داده است، فيلمي با عنوان «فانتازياي تاريخي» به كارگرداني ايهود اولمرت؛ البته تفاوت اين فيلم با ديگر انواع، آن است كه ماجراهايش كاملا حقيقت دارد.
ملت فلسطين در حال حاضر با شديدترين شكل كشتارهاي سازمان يافته مواجه است و دشمنان با اين كار خود در صدد در هم شكستن اراده پولادين ملت هستند. صهيونيست ها با گرسنه نگاه داشتن ملت قهرمان سرزمين اسرا و معراج در پي آن هستند كه از فلسطينيان انتقام بگيرند.
جنايت هايي كه اشغالگران در نوار غزه و كرانه باختري مرتكب شدند، در بيشتر رسانه هاي گروهي پخش شد، ولي نكته اساسي در اين ميان، سكوت مرگبار جامعه جهاني و كشورهاي عربي است.
فلسطينيان فرياد كمك سر مي دهند، صهيونيست ها مي كشند و جامعه جهاني نيز در برابر تمامي جنايت ها ترجيح مي دهد كه سكوت اختيار كند.
شايد نقطه غيرقابل تصور در سياست رژيم صهيونيستي نمود علني باورها باشد. امروز ديگر دولت اولمرت كاملا دست مسئولان صهيونيست خود را بازگذارده تا انواع اقدامات وحشيانه رامرتكب شوند و هرچه در توان خود دارند، به معرض نمايش بگذارند.
اجماع ملي در حال حاضر براي انجام هر كاري به اراده اي عملي نياز دارد و انجام هيچ كاري نيز بدون دست يابي به ابزارهاي اجراي آن ممكن نيست.
بايد عجله كرد. خطر، انسان هاي بي گناه فلسطيني را تهديد مي كند، افرادي كه حاضر به پذيرش اشغالگران و تسليم در برابر آنان نيستند. در وضعيت كنوني انتظار مي رود كه «اسرائيل» خون تعداد بيشتري از فلسطينيان را بريزد، نه به خاطر آنكه آنان به مقابله با صهيونيست ها مي پردازند، بلكه براي آنكه مانع از آزادي سرزمين شان شوند. لحظه اي سرنوشت ساز در تاريخ فلسطين در حال رقم خوردن است كه پيامدهاي مخصوص به خود را خواهد داشت. آنان كه از تسليم شدن در برابر دشمن خودداري مي كنند، پيشاپيش گزينه خود را انتخاب و با اين كار بر صداقت خود تاكيد مي كنند و تنها در اين ميان ملت فلسطين باقي مي ماند كه بايد در برابر اين امتحان واقعي، خود را ثابت كند.
 


منبع: مركز اطلاع رساني فلسطين

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

واحد ضد صهیونیست

 

دسته ها :
شنبه 31 4 1385 5:50
 

2. اگر قضا و قدر معين شده است و هر کسي سرنوشت مشخصي دارد، پس دعا کردن به چه کار مي آيد؟  ...........

..... با توجه به مطالبی که عنوان شد و داستان ام داود که بعنوان مثال ذکر شد، معلوم می شود که معنای تغییر در تقدیرات چیست. اینکه برای انجام یک حادثه و یک فعل ممکن است نیاز به فراهم شدن علل و عوامل متعددی باشد که مهیا نشدن یکی از علتها می تواند موجب تغییر در انجام آن فعل شود.

در این زمینه داستان معروفی است؛« روزی پیرمردی یهودی برای کندن خار بطرف صحرا   می رفت که پیامبر(صلی الله علیه و آله) او را مشاهده نمودند و به اصحابشان فرمود: " او به صحرا می رود تا خار بکند ولی می میرد و برنمی گردد".

بعد از چند ساعت همه دیدند که پیرمرد در حالیکه خارها را بردوش حمل میکرد باز آمد، اصحاب عرض کردند: چه شد، شما که فرمودید او برنمی گردد؟

حضرت رسول (ص) پیرمرد را صدا زدند و گفتند نزدیک بیا و خارها را بر زمین بگذار. او هم آمد و خارها را از پشتش باز کرد و اصحاب مشاهده کردند که مار بزرگی در میان خارها پنهان است. محمد (ص) فرمودند: مقدّر بود این مار پیرمرد را بگزد و او کشته شود ولی او در صبح صدقه داد و این بلا از او دفع شد.»

پس می بینیم که چگونه عواملی مانند صدقه و صله رحم و البته دعا کردن می توانند یک بلای تقریباً حتمی را دفع کنند. البته اگر عمر کسی به نهایت برسد و اجلش فرا رسیده باشد، پس همه علتها برای مرگ او جمع شده اند و امکان به تأخیر افتادن آن وجود ندارد.

 و لن یؤخر الله نفساً اذا جاء اجلها ؛ خداوند هرگز مرگ کسی که هنگام اجلش فرا برسد را به تأخیر نمی اندازد. (منافقون 11)

*********************************

یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب ؛ خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات می کند و نزد او "کتاب مادر" و لوح محفوظ است.(رعد 39)

کلمه "ام الکتاب" در آیه فوق نشاندهنده این است که غیر از لوح محفوظ که حقایق و اسرار عالم در آن ثبت است و علم خدا آن را در برگرفته، کتابها و الواح دیگری هم در مرتبه نازلتری هستند که در آنها تغییر و تبدل صورت می گیرد و تحت تأثیر عوامل احتمالی و اما و اگر ها می توانند به شکل دیگری ثبت و ضبط شوند.

در حقیقت دعاهای ما می توانند در "لوح محو و اثبات" تاثیر بگدارند که دربردارنده تقدرات این عالم است و ثبت یک امر در آن معلق بر علل و اجزای دیگر است ولی لوح محفوظ شامل امور غیر قابل تغییر و ثابت است که دعا در آن نمی تواند مؤثر باشد.

 

3- آیا اصلاً لازم است که دعا کنیم و از خدا چیزی بخواهیم؟ برخی می گویند ما به جایی رسیده ایم که دیگر از خدا هیچ نمی خواهیم، چرا که خدا خودش می داند چه می خواهیم و اگر صلاح باشد به ما عطا می کند. آیا این پندار صحیح است؟     

      ...... ادامه دارد

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

واحد معرفت

 

دسته ها :
شنبه 31 4 1385 5:49

 رسول گرامی اسلام(ص) :

 میخواهی به تو صفاتی بیاموزم که خداوند با آنها تو را سود می رساند؟!

 دانش بیاموز، زیرا دانش، دوست مؤمن است،بردباری وزیر دانش، خرد راهنمای دانش، عمل، قیم آن، مدارا پدر آن، نرم خویی برادر آن و شکیبایی فرمانده سپاه دانش است.

  نهج الفصاحه،حدیث465.

***

 لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة*

ای مسلمانان، برای شما، رسول خدا، الگویی نیکو و برجسته است.

 شخصیت نبی مکرم اسلام و سیره نورانی و سراسر درس آن بزرگوار، از سوی خداوند تبارک و تعالی، فراراه بشریت قرار گرفت تا لطف و عنایت و هدایت خداوند بر انسانها تمام شود و نگاه و دل و جهت آنها، به این سوی دوخته شده و به اخلاق و عمل آن بزرگوار تأسی جویند.

 شخصیتی که به عصمت، طهارت یافته و با عبودیت کامل، الهی شده و با کردار و خُلق عظیم و پسندیده، ستایش حق تعالی را کسب کرده است، به توصیفِ بشر درنیاید و هر آنچه به گفته و نوشته آید، از نقصان و کاستی به دور نیست.

 اگرچه شخصیت و سیره رسول الله، نایافتنی و وصف ناشدنی است، اما از آن جهت که در لباس انسانی و در همین طبیعت انسانی و نیز جغرافیای زندگی زیسته اند و با دردها و مصیبتها و سختیها از یک سو و شادابی ها و امیدها و پیروزیها از دیگرسو، رو به رو بوده و با آنها گذران زندگی کرده اند، هر اشاره و حرکت و خواست و جهت گیری و سخن و رفتار آن حضرت برای درس گرفتن و تبعیت کردن و نسخه برداریِ عاقلان و عاشقان و عابدان و سعادت خواهان لازم و کافی است. چنانچه هرکس و هر جامعه ای که به این عروة الوثقی دست گرفت، نجات یافت.

***

فصل اول: پــدران و نــیــاکــان(بطور خلاصه)

1. ابراهیم خلیل علیه السلام

حضرت ابراهیم(ع) نیای بزرگ پیغمبر خاتم(ص) است.

ابراهیم در حدود سه هزار سال پیش از پیغمبر می زیسته و تقریباً صد پشت با حضرتش فاصله دارد.

ابراهیم نخستین کسی است که پس از طوفان نوح دعوت به توحید و یگانه پرستی را در جهان اغاز کرد و به هدایت بت پرستان پرداخت و  بت شکن لقب یافت. او در این راه رنجها برد و کوششها کرد تا جهان را بدرود گفت.

از کودکی به راهنمایی فطرتش دانسته بود که آورنده اش از نیستی به هستی، خودش نیست و دگران هم مانند خود او هستند

دانسته بود که آورنده همگان، دگری است و در پی شناخت او شد.

 شبی از شبهای دوران کودکی چشمش به ستاره ای افتاد و در آن نگریست و دانست که ستاره هم موجودی است ولی نه مانند خودش! ستاره، درخشندگی دارد، تابش دارد؛ پس از موجودات جهان برتر است.

با خود گفت:« آفریدگار من بایستی این ستاره باشد.»

هنگامی که غروب ستاره را دید با خود گفت:« این آفریدگار من نیست، چون من هستم و او نیست شد، آنچه که نیست و فانی شود خدا نیست.»1

پس چشمش به ماه افتاد که درخشش بیشتری داشت، گفت:« بایستی آفریدگار من، این باشد.»

غروب ماه این اندیشه را از مغز وی بیرون کرد و از آفریدگار خود هدایت طلبید.2 تاریکی شب به کنار رفت، آفتاب عرصه گیتی را روشن ساخت و جهان را از تاریکی بیرون آورد و نادیده ها را دیده کرد.

نیروی بی حساب خورشید در برابر چشم کودک اندیشمند جلوه گر گردید. با خود گفت :« این است آفریدگار من، این بزرگتر است.» ... غروب خورشید این اندیشه را نیز باطل ساخت،3 با خود گفت : « موجودی که نتواند نگهدار خود باشد، به دیگری محتاج است، چون هستیِ او از خودش نخواهد بود. آفریدگار کسی است که نیاز ندارد، موجود بی نیاز، جاودان و همیشه هست، ازلی است و ابدی، آغاز و انجام نخواهد داشت.»

 سیر فکری ابراهیم و تکامل معنوی و علمی او چنین بود. این یکی از مصادیق علم لدنی است؛ علمی که بدون استاد نصیب شود. وقتی دانست که خورشید بدان بزرگی که ساخته دست بشر نیست، آن هم خورشیدی که به بشر حیات می بخشد، آفریدگار بشر نباشد، پس بتی که ساخته دست بشر است و حیات ندارد و حیات بخش نیست آفریدگار بشر نخواهد بود. این جاست که ابراهیم در برابر بت قیام کرد.

ابراهیم در سرزمین خوزستان بدین جهان قدم گذارد و پس از تکامل روحی و جسمی به مقام پیامبری حضرت حق رسید. سپس بالاتر رفت و خلیل الله شد.

 

 ادامه دارد...

   پی نوشت :

* سوره مبارکه احزاب، آیه 21.

  1. سوره مبارکه انعام آیه 76.

  2. همان، آیه 77.

  3. همان، آیه 78.

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

دسته ها :
شنبه 31 4 1385 5:47

 گفتاري در باب ورزش

***

حكيم ابوعلي سينا درباره تأثير ورزش در سلامتي و تندرستي مي نويسد:

 هر كس بتواند با اسلوب صحيح و متناسب با اعتدال مزاجش و در وقت و هنگام مناسب، ورزش كند از تلاش براي پيشگيري بيماري ها بي نياز مي شود. البته اين بهره برداري از ورزش هنگامي ميسر است كه دستورات ديگر بهداشتي به كلي مراعات شود.
ورزش چيزي است كه ما را از استعمال دارو بي نياز مي سازد و بهترين بازدارنده امراض و بيماري هاست.

فوايد ورزش به شرح زير است:

۱- ورزش حرارت ملايم پديد مي آورد و مواد دفعي را روز به روز مي گدازد و به طور منظم و مرتب آن ها را از جاي مي لغزاند و راه بيرون آمدن را به آنها نشان مي دهد و نمي گذارد هر روز قسمتي باقي بماند، جمع شود و تأثير بگذارد.
۲- چنان كه گفتيم ورزش توليد حرارت مي كند و حرارت غريزي را فزوني مي دهد. بر اثر ورزش مفاصل سخت و نيرومند و در كنش هايشان قوي مي شوند.
۳- اندام ها بر اثر ورزش براي پذيرش غذا آمادگي بيشتري مي يابند زيرا مواد دفعي از آن ها دست برداشته و جاي غذا خالي مانده است.
۴- نيروي جذب كننده بر اثر ورزش به حركت درمي آيد و گره از اندام ها مي گشايد. اندام ها به نرمش درمي آيند، رطوبت هاي بدن رقيق مي شوند و منافذ ريز پوست فراخ تر مي شوند.
۵- بسيار اتفاق افتاده، كسي كه ترك ورزش كرده به بيماري دق مبتلا شده، زيرا هر گاه جنبشي كه روح غريزي را به سوي اندام ها راهنمايي مي كند متروك شود، حتماً نيروي اندام ها رو به ناتواني و نابودي مي رود.

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

واحد علمی

 

 

دسته ها :
شنبه 31 4 1385 5:46

آیا شخص شریف امام مهدی(عج)از نظر پنهان است؟

 یا جسم و شخص حضرت دیده می شود

ولی کسی ایشان را نمی شناسد ؟

قسمت دوم ـ پایانی

***

پرسش : آیا شخص شریف امام مهدی(عج) از نظر پنهان است؟ یا جسم و شخص حضرت دیده می شود ولی کسی ایشان را نمی شناسد؟

   پاسخ : پس از بیان مقدمه، در جواب سؤال، عرض می شود که اگرچه فلسفه و صحت و فایده غیبت به هریک از دو نحو حاصل می شود، و این جهات، که امر امام(ع) مخفی باشد و کسی او را نشناسد، و نتواند به دیگری بشناساند یا متعرض ایشان گردد، و سایر هدفها و مقاصدی که در غیبت آن حضرت است، در هر حال حاصل است.

 اما از جمع بین روایات و حکایات تشرف افراد به خدمت آن حضرت، و استفاده بعضی از آن روایات از بعضی دیگر، دانسته می شود که به هر دو شکل وقوع دارد، بلکه گاهی در زمان واحد هر دو شکل واقع شده است، به طوری که یک نفر ایشان را دیده و نشناخته، و دیگری اصلاً ندیده است. چنانکه پیغمبراکرم(ص) را در بعضی وقایعی که به آن اشاره شد، عده ای می دیدند و عده ای نمی دیدند.

 خلاصه، در غیبت صغری، بعضی مواقع که مکان آن حضرت معلوم بوده است، غیبت غالباً به غیبت شخص و جسم، بلکه در بعضی حکایات مکان و منزل نیز بوده است و ای بسا که بعضی از نایبان امام(ع) از مکان آن حضرت مطلع بوده اند و می دانسته اند کجا تشریف دارند ولی با این وجود در آن مکان دیده نمی شوند.

 در غیبت کبری هم امکان دارد که نسبت به اغلب و اکثر موارد، غیبت جسم باشد و در بعضی فرصتها و مناسبتها و بعضی زمانها و مکانها، و نسبت به بعضی افراد، امکان رؤیت جسم حاصل باشد، چه آنکه در حال دیدن، آن حضرت را بشناسد( که به ندرت اتفاق می افتد) یا اینکه بعد از تشرف و سعادت دیدار، ملتفت شوند، یا اصلا توجه پیدا نکنند.

 گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟              گفتا تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است

 مطلبی که توجه به آن مناسب می باشد، این است که غیبت جسم، بدون اعجاز و خرق عادت واقع نمی شود، اما غیبت به نام و عنوان و شناخته نشدن، به طور عادی نیز واقع می شود، هر چند در بعضی مواقع استمرار آن یا جلوگیری از التفات اشخاص به استعلام و طلب معرفت، محتاج به خرق عادت و تصرف در نفوس است که خداوند قادر متعال برای تحقق اراده خود و حفظ ولی امر خود، تمام اسباب عادی و غیرعادی آن را به توسط خودِ ولیّ، یا مستقیماً هر طور که مصلحت باشد فراهم می سازد.*

 

 پی نوشت :

 * اقتباس از کتاب «پاسخ به ده پرسش»، صافی گلپایگانی، ص87.

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

واحد مهدویت

 

دسته ها :
سه شنبه 20 4 1385 8:22
X